سفارش تبلیغ
صبا
تاریخ : یکشنبه 94/7/5 | 9:55 عصر | نویسنده : عماد مرزبان

بی شک در بین رشته های پزشکی ؛ فوریت های پزشکی از نظر نوع مسئولیت و ماموریت شغلی خود با دیگر گروه ها تفاوت زیادی داشته و برای کار در این عرصه و رشته کاری باید از روحیه بالا و حس مسئولیت پذیری و عشق و علاقه خاصی به کار برخوردار باشد.

به گزارش صبح توس به نقل از  تابان تربت، شرایط سخت و دشوار دور ازخانه ،  حضور در صحنه های نا امن و خطرناک آن هم در لحظات و دقایقی که هیچ نیروی امنیتی برای امنیت صحنه به کمک نیامده و با ترس و اضطراب باید دل به طوفان بلا بزند و جان خویش را به خطر بیاندازد تا بلکه بتواند جانی را از خطر مرگ برهاند و نفسی را احیاء کند و یا کودک دلبندی را به آغوش گرم خانواده برگرداند و یا پدر و مادری دوباره بر سقف خانواده اش سایبان شود و یا برادری و یا خواهری و چه می گویم عزیزی را از کام بی رحم مرگ بیرون کشد و به جمع خانواده هایی پریشان و درمانده اهدا نماید …..

 

همه این ماموریت ها و مسئولیت ها با حضور عشق به همنوع و کمک به مددجویان و حادثه دیدگان رقم می خورد و البته نیروهای خدوم و در خط مقدم اورژانس ها و فوریت ها این مهم را با جان و دل قبول کرده و با تمام توان از آن حراست و پاسداری می کنند و برای خدمت رسانی به موقع و صحیح همواره آماده اند .

 

اما هر حرفه و شغلی قواعد و مقررات خاص خودش را دارد و رعایت اصول و مبانی حرفه ای از اصول اولیه و ابتدایی هر شغل و حرفه است .

 

اقدام سریع و بهره گیری از تخصص فوریت های پزشکی در این حرفه حرف اول را می زند و همین موضوع یعنی کار با بیماران و مصدومانی که به مرحله اورژانسی رسیده اند حساسیت خاصی دارد که اگر در آن قصور شود و یا اشتباهی رخ دهد میتواند خسارات جبران ناپذیری برای بیمار به همراه داشته باشد.

 

اما آنچه مسلم است این حرفه ارزشمند در جامعه جایگاه و احترام خود را به دست نیاورده است و مردم و متولیان این حرفه هر دو شاید به یک اندازه در مظلوم واقع شدن حرفه فوریت های پزشکی نقش داشته باشند .

 

تمامی فعالیت های یک تکنسین فوریت های پزشکی دارای تکنیک ، قواعد و دستورالعمل های مشخصی است که  همه این موارد و بیش از این موارد که در حوصله نگارش نمی گنجد در یک فضای احترام واعتماد متقابل منصه ظهور می یابد و به درستی انجام می شود و گرنه ممکن است در اثر تهدید و فشار و ارعاب و حتی درگیری های فیزیکی با نیروهای اورژانس  خدمتی ارایه شود و مصدومی قبل از انجام اقدامات حیات بخش و با فشار همراهیان خیلی زود به آمبولانس منتقل شود و بدون ارزیابی دقیق صحنه و برآورد میزان دقیق مصدومان و حادثه دیدگان برای درخواست کمک بعدی مجبور به ترک صحنه شده و کمک رسانی به دیگر مصدومین با تاخیر بیشتر مواجه شود

 

ولی پر واضح است که اگر بنا باشد هر کس به فتوای خویش عمل کرده و صواب را از ناصواب تشخیص داده و بر آن اساس اقدام کند بدیهی است در این هرج و مرج آن که از همه بیشتر آسیب می بیند همانی است که از همه بیشتر به آرامش و خونسردی نیازمند است تا برای نجات جانش تصمیمی منطقی و علمی و به موقع گرفته شود.

 

 

یکی از عمده مشکلات پرسنل فوریت های پزشکی تصادفات و سوانح جمعی است که تعدادی مصدوم در آن نیاز به خدمت رسانی فوری و البته اصولی دارند و تکنسین قبل از اعزام یک بیمار باید عمل تریاژ یعنی ساماندهی به وضعیت تمامی مصدومان حادثه را انجام و سپس بر اساس اولویت های اورژانس بیمار اقدام به اعزام کند که همین مساله یکی از موارد اعتراض همراهانی است که می خواهند مصدوم خود را سریعتر به مرکز درمانی برسانند.

 

برای آنها فریاد زدن بیمار مهم تر و اورژانسی تر از بیماری است که در اثر خونریزی و یا مسدود شدن راه هوایی تا مرگ فقط چند لحظه فاصله دارد و هیچ فریادی هم نمی کشد که واضح آن است که توانی برای فریاد و ابراز درد خود ندارد و این امر باعث می شود تا بی رحمانه ترین کلام و بی ادبانه ترین ادبیات در مورد پرسنل اورژانس بکار گرفته شود و متاسفانه شاهد ناسزا گفتن به کسانی باشیم که در حال نجات جان یک انسان آن هم  بر اساس آموخته های علمی و دانشگاهی مورد قبول در تمام دنیا هستند .

 

سانحه روزجمعه 7 آذر ماه جاری در محور تربت حیدریه به گناباد  یکی از همین مصداق هاست و همان طور که اشاره شد نمونه های زیادی را از بی احترامی به این خادمان سلامت مردم و فرشتگان نجات می توان مثال زد .

 

با تمام این وجود پرسنل اورژانس 115 هرگز در قبال این بی احترامی ها در مورد بیمار خود کم کاری نمی کنند یعنی نمی توانند کم کاری کنند چون برای ادای وظیفه سوگند خورده اند و بر آن وفادارند و می دانند اجری که خدا در قبال نجات انسان میدهد ارزشی والاتر از احترام آدمیانش دارد .

اما جای این سوال باقی است که تا چه زمانی باید ناموس و خانواده این عزیزان مورد ناسزای کسانی باشد که خود را بر دیگران ارجح می دانند و حاضرند یک نفر دیگر بمیرد اما بیمار آنها درد نکشد؟ تا چه زمانی باید این خدمتگزاران در معرض حمله و ضرب و شتم قرار گیرند و آیا امنیت جانی ایشان تامین است؟

 

در نزاع های دسته جمعی که بدون شک طرف های اینگونه نزاع ها فارغ از سلامت روانی هستند چه تضمینی است که آسیبی به این عزیزان نرسد؟

 

اینها همه گوشه ای از مخاطرات شغلی کار در اورژانس 115 است که هرگز نتوانسته مانع از خدمتگزاری شود اما کاش مردم ما هم بدانند که مصدومان براساس نوع صدمه و درصد اورژانسی بودن آن رسیدگی می شوند نه بر اساس خویشاوندی و نسبت های فامیلی و این را نیز بدانند که ممکن است با شلوغ کردن و هجمه به راه انداختن و هیاهو در کار یک تکنسین خللی وارد کنند که منجر حتی به از دست رفتن جان انسانی شود و آن وقت کدام وجدان راحت سر به بالین می گذارد؟؟

 

براستی از خودمان بپرسیم آیا برای این حرفه حیاتی و اورژانسی تا چه حد احترام و ارزش قایل هستیم ؟ آیا در هر حادثه و صحنه خطرناک که پای نجات جان انسانی در میان است تا چه اندازه به نیروهای اورژانس اجازه کار درست و دقیق می دهیم و برای قواعد حرفه ای او احترام قایل می شویم ؟

 

آیا از خود نمی پرسیم که یک انسان برای انجام کار درست نیاز به تمرکز و آرامش و خونسردی داشته و در یک فضای به شدت هیجانی و پر فشار روحی و روانی قادر به اتخاذ تصمیات صحیح و علمی نیست ؟

 

آیا این مسئله را آگاه نیستیم که در زیر هجمه های سنگین و ویرانگر فحاشی و ناسزا و ناسپاسی ، هیچ منطقی و هیچ فلسفه ای یک انسان معمولی و از جنس خودمان را برای ادامه کار مشتاقانه و دلسوزانه و درست و به موقع مجاب نخواهد کرد ؟

 

آیا به این اصل فکر نکرده ایم که تاوان اشتباهات ما را دیگران نباید پرداخت نموده و خود مسئول عواقب آن هستیم ؟ ……

 

ما باید یاد بگیریم که اصول اخلاقی و رعایت هنجارها و ا رزش های اجتماعی و پاسداشت کرامت انسان ها  حتی در بحرانی ترین لحظات و بی ثبات ترین دقایق ، خطوط قرمز جامعه اند  و نباید هرگز با نیروهای خدوم و مسئول خویش با بی ادبی و بی احترامی برخورد کرد.




  • قالب بلاگفا
  • قالب وبلاگ
  • ضایعات